برخیز

 

دوباره شاعر می شوم

کافی ست

در چشمهای تو باران بگیرد

دوباره عاشق،

کافی ست

باد برقصد

در پیچ و خم موهایت

در من، چه شعرها که نگفته!

در من چه شورها که نهفته!

ای چشمهای تو اعجاز!

برخیز

این خفته را 

از خواب چند ساله برانگیز!

 

/ 13 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
کلمه و رنگ

گریه نکن خواهرم در خانه ات درختی خواهد روییدو درخت هایی در شهرت و بسیار درختان در سرزمینت و باد پیغام هر درختی را به درخت دیگر خواهد رسانید و درخت ها از باد خواهند پرسید :در راه که می آمدی سحر را ندیدی ! (سووشون)بند آخر به یاد سیمین دانشور ...

سامیان

این شعرت به قدری زیباست که من هیچ نمی تونم بگم/لذت بردم. درود بر بانو موسویان

سارا شاهدي

چقدر به روز شدي خانوم شاعر. مثل هميشه، خوندنت برام پر از حس هاي خوبه. مرسي.

سکوت سرمه ای

[گل]

آتسا

[گل][گل][گل] سالی پر از زیبایی و نشاط و بهروزی پیشکش تو باد

آتسا

عید را با تمام عشق های جاری اش دوست دارم. نوروز مبارک

آندیا

وایییی خیلی خوبب بود و خیلی زیباااااااااااااااااااااااااااااا ساده و احساس کردنی !!!1راستی بله اون شعر خودم بود

صدیقه حسینی

انسیه عزیزم سلام شعرت رو خوندم خیلی لطیف و احساسی بود نیاز به یه تفکر عمیق تر هست باید اندیشه و احساس با هم جلو بیان و به کشف برسیم! من نتونستم توی این شعر به کشف برسم همه ی اتفاق هاش برای من آشنا بود انگار همه رو دیده بودم اما زبان خوبی داشتی بیشتر میخونمت

فواد میرشاه ولد

سلام با غزلی به پیشواز بهار رفتم با احترام دعوتید باشد که پذیرا باشید یاحق[گل]