مهربانا!عاشقانه سر بنه بر دامنم

تا که مدهوشت کند عطر گل پيراهنم

چيست اين احساس سر سبز بهارآور بگو

شاخه های نسترن يا دست تو بر گردنم؟

از تب عشق تو چون خورشيدمی سوزم بخوان

راز اين دلداد  گی را در نگاه روشنم

آنکه می خواند مرا در خلوت شبها تويی

اينکه می بويد تو را در عطر شب بوها منم

در هجوم بيکسی تنها تو با من دوست باش

چون تو باشی گو تمام خلق باشد دشمنم

تشنه نوشيدن آوازهايت مانده ام

کی می آيی از غزل باران بباری بر تنم؟!

/ 30 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجتبي.م

روز مادر مبارک. تازه های ادبی به روز شد

محبوبه

س........ل...............ا........م

iransohrab

عالی بود . به بزرگترين سايت جوانان ايران هم سر بزنيد

نازنین

دوست گو یار شو و هر که جهان دشمن باش...

نازنین

بابا آپ کنيد ديگه!...نبايد جلوی آقای شفاعی کم بياريدا!!!

رضا عابدین زاده

سلام دوست عزیز ...بعد از مدتی نه چندان طولانی به روزم و منتظر....خوب و خوش يا حق

رضا عابدین زاده

...................ترانه ی قشنگی بودخانم موسویان..........شاد زی...............خوب و خوش يا حق ....منتظرم..................

امير

معذرت می‌خوام خانم موسويان می خواستم بدونم شما اصليتون کجاييه ؟ من هم مو وسيان هستم . امير