از آسمان

يک شب صدا زدند تو را

فوج فرشته ها

ناگاه

يک جفت بال روشن شفاف

بر شانه های محض تو روييد

با ماه با ستاره سخن گفتی

خورشيد

پيشانی نجيب تو را بوسيد....

/ 27 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مونا

سلام خانم موسويان گل٬ حالتون خوبه؟ ممنون بابت شعرای قشنگی که واسم فرستادين...مرسی

نازنین

٬۲۰ ۲۰ همش ۲۰!! نمره ی کمتر از٬۲۰ تو کارنامه ی من نيست!! :)) [منظورم تو کارنامه ی شما بود٬ چون تو کارنامه ی من تا دلتون بخواد نمره ی کمتر از ۱۰ هست چه برسه به نمره ی کمتر از ۲۰!!!!!]

mahdi

سلام..مرسی..فضای قشنگی بود...منتظرم..مهدی

اميد نقوي

سلام شاعر. خوبی؟ اگر از احوال ما هم خواسته باشی... / که می دانی./ ممنون که سر می زنی./ روحش شاد... و جايش در اين زمستان خالی.../ پيروز باشی و مانا عزيز...

محمد رضا

http://khateratemozahem.mycloob.com... .....http://fahmnameh.persianblog.ir اگر داستان رو دنبال کنيد و صبور باشيد چيزی رو از دست نمی ديد

mehdi mousavi

///سلام نیستی سر نمیزنی///بلاخره و بعد از يه وقفه ي طولاني به روز شدم تو پست آخرم يه ترانه از افشين مقدم ترانه سرا و يه شعر سپيد از خودم زدم /// خوشحال ميشم سر بزني /// متشكرم مهدي موسوي

hamid sohrabi

سلام . مرسی سر زديد. کارتان را خواندم. ناراحت نمی شويد گويم مضمون کاملا تکراری بود و حتی برخی عبارات وام گرفته بودند؟ پيروز باشيد

bardia

صدای تو سبزينه آن گياه عجيب است که در انتهای صميميت حزن ميرويد

سوداگر

سلام ... متنت فوق العاده زيبا بود ... اميد وارم هميشه هم همين طور زيبا باشه ... وقت داشتی پيشم بيا ...موفق باشی..يا علی