گنجشکهای شلوغ

باغچه های ساکت

و باد

باد

که بر نمی خيزد

به تکان برگی...

درختان ملول

عابران يکدست

و من

به انتظار طلوع معجزه ای

از آسمان بن بست!

/ 55 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باغبان

سلام خانم موسويان. بعد از مدتها فرصتی شد که سری بزنم و لذتی ببرم. خوشبختانه فعلاْ يک ماهی توکيو هستم و امکان و فرصت وبگردی فراهم است. بازهم خدمت خواهم رسيد. خدمت آرش عزيز و جناب عمرانی سلام و ارادت مرا برسانيد. پاينده باشيد.

مریم زنگنه

ميبينم که اين آرشه از رو دست تو تقلب کرده و ترانه نوشته......

saba

سلام .. جالب بود .مرسی.

نازنین

اينم ۵۰اميش!!!

رستم زاده

حتما عالی بود در مورد شعرتان کافی نيست پس اگر قبول کنيد با احترام می گوييم بسيار عای بود و البته لذت برديم . دفعه اول که آمدم برای سپاس بود اما اينبار آمدم چون می دانستم مطلبی و نکته ای برای آموختن و باز البته لذت بردن هست. با اين حال بايد در جواب سوالتان بگويم شايد تا به حال کسی از دوستان به شما نگفته باشد که من ورزشی نويس هستم. آنچه حوصله می کنيد و در وبلاگم می خوانيد دلنوشته هايی است که عادتم شده برای فرار از اين هجمه آهن و ماشين قلمی می کنم. که گاه از مذهب است و گاه از عشق. گاه از دل است و گاه از عقل . گاه از محمد است و گاه از بودا .

منيره

ضربه ی پايان شعر خيلی خوب بود ... خوشحال می شم نظرت رو درباره ی شعرهايم بدونم

بهرام کمالی

گاهی بايد جواب داد و ساکت نماند٬ بايد به اين خلسه ها اميد داشت! با يک جواب عاشقانه بروزم و منتظر حضورتان با دستهای پر...لطفاْ بی جواب نگذاريدم...زنده باشيد.

شهاب

همین که شعرات توش غمه خودش کلیه

gholi

salam,,,,,, fogholade bood....hamin....pirooz basahid