تو

 

همیشه این تو بودی

که پیش می آمدی

ابرهای پشت پنجره را پاک می کردی

من و شمعدانی ها را

 به یک استکان خورشید،

                                   میهمان

حالا که نیستی،

من تاریکم

شمعدانی ها خاموش

و از دست این خورشید قلابی

کاری بر نمی آید

عکس :محمد هادی خسروی-برگرفته از سایت عکسبان

/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسعود طاهری

و تو یی که در بلندای آدمی هستی را می مانی و هوایی که مطبوع و سرشار از رایحه ی سبزه های دشتی که باران خورده از تو است براستی نشان کدام دروازه ی بهشتی ای شعر؟!

تک فریم

زیبا بود زیبا[گل][گل][گل] راستی با پسرم به روزم...

جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی

دوست بزرگوار: انسیه عزیز رسما" از شما دعوت به عمل می آید تا در "اولین جشنواره بزرگ کتابخوانی مجازی" شرکت فرمائید. همچنین مایه مسرت است اگر در اجرای این طرح همکار افتخاری ما باشید و ما را از کمکها و حمایتهای معنوی خویش بی بهره نگذارید

مریم باقریان(با خدا غمی نیست)

سلام به دوستان عزیزم امروز اومدم تا آدرس سایتی رو بهتون بدم. (پایگاه مجازی شعر وترانه-شعرایران) سایتی که برای عزیزانی طراحی شده که دوست دارن تو زمینه ی شعر و ترانه سرایی پیشرفت کنین. حتمن سر بزنید و ثبت نام کنید و مطمئن باشید باعث پیشرفت و طرقیتون خواهد شد. www.sheriran.com به امید دیدار همگیتون تو منزل مشترکمون.

سارا شاهدي

درود بر انسيه بانوي خودمان :) شمعداني كلا دوست داشتني هست، آنوقت توي شعري كه شما گفته باشي هم بنشيند ديگر چه مي شود .... مرسي كه هميشه پر از حرفهاي تازه اي .

مهدی بهروزی

سلام! بسیار زیبا و صمیمی با ضربه ای در خور در انتهای کار.