برای همه ی ما روزها و لحظاتی پيش مياد که حس سرودن شعر نداريم.اين روزها منهم اين طوريم.اين غزلی که می نويسم تازه نيست ولی حاصل چنين لحظاتيه.....

 

ديگر نمی تراود از سينه ام ترانه

خاليست گونه هايم از گريه ی شبانه

آوازهای سردم خاموش و بی فروغند

آتش نمی کشد هيچ از روح من زبانه

آن بالها که روزی تا اوج می پريدند

پروازشان محالست حتی به بام خانه

ای اشتياق آبی! دلتنگ آسمانم

در من بريز يک روز شوقی کبوترانه

 

پاييز بودم اما امشب به يمن نامت

روييده بر لبانم يک شعر عاشقانه....

/ 40 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امین خسروی

دوباره مادرمان سیب خورد و آیه های درد تکرار شدند... سلام دوست عزیز... لینکتون بر سر در هبوط آویزان شد.... یا علی

مداد شکسته

به سلامتی منزل جديد هم که مستقر شديد ديگه ُ وقتشه که يه دستی هم به اين خونه بکشيد که نو بشه ُ البته به سلامتي

امین خسروی

سلام دوست عزیز.... دوباره هبوط کردم ... سری بزن که ...... یا علی

جواد كليدري

خانم موسويان، سلام! مطالب زيبايت را مي خوانم. به من هم سري بزن. به آرش باوفا هم سلام برسون. خدانگهدار.

کیانوش

سلام.یکی ازدوستام این وبلاگ روبه من معرفی کرد خداییش شعرات خیلی نازن من اصلا ازالکی تعریف کردن خوشم نمیاد اما خیلی احساسیبود مخصوصا این اخری داغ دلمو تازه کرد.امیدوارم همیشه شعرات اینجوری با احساس باشن .منتظر شعرای بعدیت هستم

مهندس بی مدرک(دوست یه نفر)

man sherato kheili dos daram daste khodam ke neist kheili romantik hatan khili ama kash mitonestei hame sherato to einja bezarei movazeb bash ke khodaye nakarde ein roz maregei gareibane shereto ro nagiran

احمدرضا قديريان

سلام. فراخوان كوير رسيد؟ نشاني وبلاگ اطلاع‌رساني اين است: http://www.kavirpoem.blogfa.com/ به اميد ديدار شما در ابركوه. به دوست شاعرم آرش شفاعي سلام برسانيد. خدانگهدار.

صديقه

سلام.انسيه جان حسابي گريه ام گرفت .آخه چرا نمي تراود مگه اينهمه شاهكار تو اداره از تراوشات شما نيست؟!!!!!!!!!!!!!

پوريا

خيلی عالی بود .